حبيب الله الهاشمي الخوئي
286
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
دارد بلكه تو بأو فريفته گشتى ، واو هر آينه روشن كرد براي تو پندها واعتبارها ، واعلام نمود براستى بيخلاف وجفا . وأين دنيا باين وعدها كه ترا مىدهد بنزول بلا بر جسمت ونقصان قوتت وشكستني بنيان جانب راستگوتر ووفا كننده تر است از آن كه دروغ گويد با تو يا غدر كند وبفريبد ترا ، وبسا ناصح مر دنيا را كه نزد تو متّهم است ونصيحت أو باور ندارى وخبر راست از أو كه دروغ شمارى . واگر خبر بگيرى از دنيا در ديار أو كه خراب مانده است ، ومنازل أو كه از أهل آن خالى مانده است هر آينه مىيابى أو را از راه موعظت نيكو وپند بليغ كه ترا داده است بمنزلت پدر مهربان است وبخيل است بتو ، وخوب سرائيست دنيا براي كسى كه راضى نشود بان كه سراى خود داند ، وخوب محلى است براي كسى كه آن را محل وطن نسازد . وبدرستى نيكبختان بدنيا فردا ايشانند كه مىگريزند امروز از دنيا ، روزى كه بلرزد زمين وثابت گردد بوقايع جليلهء قيامت ، وملحق شود بهر عبادت وديني أهل آن وبهر معبودى عابدان آن - عابدان أصنام به أصنام وعابدان أنام به أنام وعابدان حق بمعبود خويش - وملحق شود بهر طاعت برده شده طاعت بران أو . پس جزا داده نشود يا نگذرد يا جارى نگردد در عدل وداد خداوند عباد آن روز نفوذ نظري در هوا ، ونه نرم گذاشتن قدمي در زمين مگر بحق آن ، پس بسا حجّتها كه آن روز باطل گردد ، وعذرها كه شخص بان در آويخته بود منقطع گردد . پس طلب كن از كار خود براي مصلحت آن روز آنچه قائم شود بان عذر تو وثابت گردد حجّت تو ، وفرا گير آنچه را باقي مىماند براي تو از آنچه باقي نمىمانى تو براي آن ، آماده ومهيا شو براي سفر خود ، ونظر كن برق نجات از كجا مىزند وبكجا مىرود وبر كجا ميبارد ، وبار بر نه شتران چالاك شدن وراه پيمودن را